محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6180
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مورد حاجت او را بفرستد كه در بلد ، وسيلهء كار او باشد و سپاه را با آن براى غزا نيرو دهد و به عامل صور بنويسد كه چهار كشتى براى وى بفرستد با همه لوازم كه با كشتيهايى كه به نزد وى هست آنجا باشد . و هم در اين سال نامهء محمد بن طاهر آمد با خبر مرد طالبى كه به رى و اطراف آن قيام كرده بود و سپاهيانى كه براى نبرد وى فراهم كرده بود و جنگاورانى كه به مقابلهء وى فرستاده بود و همين كه او به محمديه رسيده بود ، حسن بن زيد فرار كرده بود و او به هنگامى كه وارد محمديه شده بود ، كسان بر راهها گماشته بود و ياران خويش را فرستاده بود و خدا وى را بر محمد بن جعفر ظفر داده بود كه اسير شده بود بى پيمان و قرار . كسانى از علويان كه بار دوم پس از اسارت محمد بن جعفر به رى رفته بودند ، احمد بن - عيسى بن على بن حسين صغير بن على بن حسين بن على بن ابى طالب بود با ادريس بن عبد الله بن - موسى بن ( 309 عبد الله بن حسن بن على بن ابى طالب و همين ادريس بود كه به وقت رفتن حج گزاران قيام كرده بود و آنكه بطبرستان بود ، حسن بن زيد بن محمد بن اسماعيل بن حسن بن على بن ابى طالب بود كه رحمت و رضوان خدا بر او باد . و هم در اين سال نامهء محمد بن طاهر به نزد مستعين رسيد كه در آن هزيمت حسن بن زيد را از مقابل خويش ياد كرده بود و اينكه با حدود سى هزار كس با وى روبرو شده بود و پيكارى در ميانشان رفته بود كه از ياران حسن سيصد و چند كس را كشته بود . مستعين دستور داد نسخهء نامهء وى را در آفاق بخوانند . و هم در اين سال يوسف بن اسماعيل علوى ، خواهرزاده موسى بن عبد الله - حسينى ، قيام كرد . در ماه ربيع الاول همين سال ، محمد بن عبد الله بگفت تا براى عياران بغداد كافر كوبها [ 1 ] بسازند و بر آن ميخهاى آهن نصب كنند و آن را در خانهء مظفر بن سيسل
--> [ 1 ] كلمهء متن : كافر كوبات كه كلمهء كوب را با الف و تا جمع بستهاند .